غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
283
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ميسر شود هركس از حاضران در آن باب متكلم بكلمهء گشت بر زبان نويان كوكلتاش گذشت كه انشاء اللّه تعالى چهارده روز ديگر صورت فتح سمرقند تيسير ميپذيرد و اين امر مشكل به قوت دولت پادشاه عادل صفت سهولت ميگيرد و چنانچه او گفته بود حصول آن مراد بعد از انقضاء چهارده روز اتفاق افتاد و هو الهادى الى سبيل الرشد و الرشاد . ذكر فتح بلده محفوظه سمرقند بمحض عنايت بيغايت سبحانى و افتادن محمد خان شيبانى در وادى حيرت و پريشانى مالك الملك على الاطلاق و آفرينندهء انفس و آفاق كه زمام انتظام مهام امم در يد قدرت اوست و اختيار امور طوايف بنى آدم در قبضهء مشيت او چون در بارگاه كبريا و تختگاه يفعل اللّه ما يشاء كه منشور فايض النور ( تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ) ازينجا شرف صدور پذيرد و فرمان موفور السرور ( ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ ) از آنجا صفت ظهور گيرد فرق فرقدساى كشورگشاى را بافسر پرزيور ( إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ ) برافرازد و قامت قابليت عالم را بخلعت با بهجت آية اللّه الملك مزين سازد هراينه مهم سازان ديوان الوهيت اسباب انكشاف مهمات را بوى عطا نمايند و كارپردازان ايوان ربوبيت ابواب انحلال مشگلات حالاترا بر روى روزگارش برگشانيد لا جرم او را صعود بدرجات مقاصد عليه على احسن الحال ميسر شود و وصول بمقامات مطالب سنيهء ( على ايمن الفال ) مقرر گردد و ( ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) نظم سرير آراى ملك پادشاهى * مدد يابد چو از فضل الهى مراداتش شود در دهر حاصل * برو آسان شود هركار مشكل اگر جيش عدو باشد چو انجم * نباشد همچو خور او را توهم بلى هرگه برآيد مهر انور * بود اختر برش از ذره كمتر چو گردد رايت خور عالمافروز * شود بر قبهء افلاك فيروز و از اشباه اين تشبيب و نظاير اين ترتيب حال مقرون باقبال پادشاه ستودهخصالست كه در آن زمان كه شيبانى خان با هفت هشت هزار سوار و پياده جرار در نواحى قلعه ديدار شادروان و عظمت اقتدار باوج فلك دوار برافراشته بود و جانوقا ميرزا با قرب ششصد اوزبك كه هريك رستم و اسفنديار را غاشيه كش خويش ميپنداشتند و در درون شهر اقامت داشت و حمزه سلطان و مهدى سلطان با جمعى كثير از متابعان در قروق بودينه كه نزديك به شهر است مقيم بودند از كثرت و استيلاء اعداء نينديشيد و كلام معجز نظام ( وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ) مطمح نظر عالى اثر گردانيد و با دويست و چهل نفر از مردان دلاور فتح سمرقند را پيش نهاد همت ساخت و شبى بدان بلدهء محفوظه درآمده غلغلهء روز رستخيز در عالم انداخت خامهء مشگين عمامه از شمامهء اين خبر دماغ جان جهانيان را برين وجه معطر ميگرداند كه در آن فرصت كه پادشاه بزرگهمت نواحى قلعهء سفيدك را مضرب خيام عساكر ظفر يدك گردانيده بود